چرا آدما چاق میشن ؟ – قسمت سوم

چرا آدما چاق میشن

درقسمت سوم مقاله ی چرا آدما چاق میشن، به دلایل دیگری که باعث چاق شدن افراد می شوند می پردازیم.

 یک چیز هم به میل خودم

یکی از دلایلی که چرا آدما چاق میشن این است که بعضی اوقات در زندگی یک شخص چاق، انسانی سلطه جو وجود دارد که مدام به او می گوید چه بکند، چگونه پولش را خرج کند، با چه کسی دوست باشد و با چه کسی دوست نباشد. سرچه ساعتی منزل باشد وغیره ….. این شخص معمولا درزندگیش احساس استقلال و آزادی نمی کند. پاسخ آن معمولا نیز ۲۰ کیلو اضافه وزن است. شاید این کار تخریب خود باشد، اما این تنها کاری است که هیچ کس نمی تواند در آن مداخله کند. همه در زندگی به مقداری استقلال نیاز دارند، و برای بدست آوردن آن به کارهای غیر معمول دست می زنند. این حالت بیشتر در مورد کودکانی که اضافه وزن دارند صدق می کند. وزن اضافی آن ها فریاد می زند: جسمم را که نمی توانی کنترل کنی!

نداشتن مهارت های ارتباطی

آیا از ملاقات با افراد جدید یا شرکت در مهمانی ها می ترسید؟ آیا به نظر شما بهتر است در میهمانی ها ناشناس باشید؟ اصلا دعوتی را قبول نمی کنید و ترجیح می دهید در خانه بمانید و درحال تماشای تلویزیون، کیک بخورید. احتمالا شما عزت نفس ضعیفی دارید و فکر می کنیدکسی شما را دوست ندارد. پس چرا باید جایی بروید که آزار ببینید. لابد شما هم این سوال برایتان پیش آمده که چرا آدما چاق میشن، اگر حدس من درست است. پذیرش بی قید و شرط کلید حل این مشکل است، همه ی انسان ها عالی هستند، حتی اگر بخواهند خوبی های خود را درلایه ای از چربی بپوشانند. برای رسیدن به تناسب اندام ابتدا باید خودمان را دوست داشته باشیم .

پوشش

وقتی سمیه از دوران کودکی ودعواهای خشونت بار پدر ومادرش برایم گفت، گریه ام گرفت. دعواها آنچنان وحشتناک بود که او یک تکه نان یا جعبه ی شیرینی یا هرچیزی که دم دستش بود به سرعت می بلعید. ناخودآگاه فهمیده بود که غذا خوردن باعث می شود سرو صدا ها را کمتر بشنود. سمیه با پرخوری جسم خرد شده اش را بی حس می کرد. سمیه تنها کسی نیست که از غذا برای متوقف کردن درد عاطفی استفاده می کند . غذا خوردن به مقدار زیاد خاصیت بی حس کنندگی دارد. وقتی شخصی بیش از مقداری که بتواند هضم کند بخورد، غذا درمعده اش می ماند وتخمیر می شود. این تخمیر حسی مانند نوشیدن الکل به شخص می دهد و شخص دچار رخوت و خواب آلودگی و بی حسی وکمبود انرژی می شود.

غذا برای خفه کردن خشم

یکی از دلایل بسیار مهم در پاسخ به این که چرا آدما چاق میشن این است که در کودکی به ما یاد دادند که خشم چیز بدی است. اغلب می گفتند: جوابم را نده! دهانت را ببند. دهن به دهنم نگذار! خشم پاسخی به وضعیت و شرایط خاص است، اگر به بچه هایتان یاد بدهیدکه خشم خود را سرکوب کنند، بزرگترین اشتباه ممکن را مرتکب شده اید. قورت دادن خشم یعنی انباشته شدن آن در درون، واین می تواند انواع اقسام مشکلات را به وجود بیاورد، مشکلاتی مثل پرخوری. شخص پرخور، خشمش را با غذا قورت می دهد. تجربه ی ستاره یک نمونه ی بسیار خوب است: تازه ناهارم را که خیلی خوشمزه بود تمام کرده بودم ودر باره ی خودم هم احساس خوبی داشتم که موبایلم را برداشتم وپستی در تلگرام از یکی ازدوستان صمیمی ام را دیدم، همین طور که آن را می خواندم همه چیز را سرخ می دیدم، چون او برای کاری که نکرده بودم مرا سرزنش کرده بود. ذهنم از شدت خشم از کار افتاده بود. خودم را در آشپزخانه دیدم درحال بلعیدن غذایی که حتی مزه اش را نمی فهمیدم. ناگهان به خود آمدم وفهمیدم که چکار می کنم. من خشم خودم را با غذا فرو کش می کردم، خیلی انزجار آور بود چون من تازه غذا خورده بودم. ستاره الان یاد گرفته که چگونه به طرزی مثبت با خشمش برخورد کند: با بیان قاطعانه و توضیح دادن مساله، بدون آن که خشمش را با خوردن غذایی غیر ضروری فرو دهد.

مادر بودن

بسیاری از خانم ها تا موقعی که بچه دار نشدن اضافه وزن نداشتند، البته درسته که بدن شما با زایمان دگرگون می شود، اما این دگرگونی کمتر از دگرگونی ذهنی است. کافی است فرق بین یک مادر با خانمی که ازدواج نکرده را ببینید. وقتی به مادر فکر می کنیم چه تصویری در ذهنتان می آید؟ معمولا این تصویر نیست: زنی باریک اندام ومتناسب. ناخودآگاه به یاد خانمی چاق می افتیم که مرتب به فکر ماست، غذا برایمان درست می کند، رخت می شوید و خانه را تمیز می کند. این ها تصاویری هستند که در کودکی به ما القا شده اند و هنوز هم پا برجاهستند. مگر این که خودمان آن ها راعوض کنیم. بعضی از پدرها حتی همسرشان را مامان صدا می زنند، شاید چون برای او هم مامان شده است. شاید هم فکر می کند نقش مادر بودن مهمتر از نقش همسری است. این خانم ها برای این که مادرخوبی باشند، تصویرکودکی خود را بازی می کنند، اندیشه ی ناخودآگاه دراین وضعیت به این صورت است که: ( باید مادر خوبی باشد )، پس باید با آن تصویر مادر بودن مطابقت کند.

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

4 نظر

  1. شادي

    چقدر خوب نوشتيد استاد. ا زخوندن مقالتون حس خيلي خوبي پيدا كردم. انگار يكي داشت از زبون من مي نوشت.
    موفق و سربلند باشيد استاد عزيز

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *